خرید بک لینک
آب منگل نام محله اي در جنوب شرقي تهران است.

محله آب منگل، شرق خیابان سیروس و شرق خیابان ری و شمال میدان قیام(ميدان شاه) است. اکنون نام این خیابان خیابان شهید رضوی است.

محلهٔ آب منگل نسبتاً محلهٔ مرفهی است که برخی از سکنهٔ بازار تهران در این محله سکنی داشته باشند. تعدادي زيادي از ساكنين اين محل از اصيلان تهران بشمار مي روند.شهرت آب منگل به خاطر فیلم قیصر و برادران نامرد آب منگل است. هرچند که در این زمانه اهالی محترم آب منگل هرگونه نامردیِ بچه محلهای خود را چه در گذشته و چه در حال شدیداً تکذیب میکنند.

محله آب منگل تهران در خیابان ری بعد از میدان قیام واقع است.

بستنی اکبر مشتی هم در همین محله آغاز به کار کرده است.

اکبر مشتی نخستین ایرانی بود که به تجارت بستنی روی آورد. نام واقعی او اکبر مشهدی ملایری بود.

اکبر ملایری در سال ۱۸۶۸ میلادی در روستایی در ملایر به دنیا آمد. برای پیدا کردن کار مجبور شد به همراه برادرش، روستای محل تولد خود را به سوی شهر ترک کند. اما برادرش به دست راهزنان کشته شد. اکبر پیش از بستنی فروشی مشاغل متعددی را آزمود. مدتی شکر و چای از تهران به شهرهای شمالی میبرد و از آنجا هیزم به تهران میآورد تا بتواند روزگارش را بگذراند.

در سن ۲۰ سالگی با «ممد ریش» آشنا شد. ممد ریش با درباریان مظفرالدین شاه آشنایی داشت و از این طریق او هم توانست با بستنی آشنا شود. زمانی که رضا شاه به قدرت رسید، اکبر ملایری و ممد ریش زمان را برای گشایش نخستین بستنی فروشی ایران مناسب دیدند و نخستین بستنی فروشی خود را در نزدیکی میدان راه آهن افتتاح کردند. دو سال بعد ممد ریش از این کار دست کشید اما اکبر کماکان مصمم به ادامه این راه بود.

محمد ملایری تنها وارث اکبر مشدی میگوید: «بستنی ایرانی که اکبر مشتی درست کرد با نوع خارجی آن کاملاً متفاوت بود. ایرانیان سرشیر، گلاب و زعفران را بیشتر میپسندیدند. اکبر مشتی از برخی گیاهان به جای افزودنیهای غذایی استفاده کرد.» او اضافه میکند، اکبر مشتی زحمت زیادی کشید. او مجبور بود زمستانها را در کوههای اطراف تهران به دنبال تهیه یخ باشد. در آن زمان هنوز یخچال در کشور وجود نداشت و مردم از یخچال طبیعی استفاده میکردند؛ آنها گودالهای عمیق گاه تا ۶۰ متر حفر و در آنها برای تابستان یخ انبار میکردند. درباریان، سفرا و مردم عادی مشتریان اکبر مشتی بودند. محمد میگوید: «یکبار فخرالدوله - مادر علی امینی - اکبر مشتی را با خودش به فرانسه برد تا آنجا برایشان بستنی سرو کند.»

اکبر مشتی بیش از نود سال عمر کرد و در نود و دو سالگی از مشکل کلیه درگذشت. روزنامههای عراقی و پاکستانی هم خبر درگذشت او را چاپ کردند. یک دیپلمات پاکستانی مقالهای دربزرگداشت او نوشت. اکبر مشتی به علت مشغله کاری هیچگاه ازدواج نکرد تا فرزندی داشته باشد. هر کیلوگرم بستنی درجه یک اکبر مشدی در زمان حیاتش سه ریال بود اما او شاهد صنعتی شدن بستنی سازی نبود.

معني و تازيخچه نام آب منگل

آب منگل تهران(شترگلو)
شتر گلو و یا منگل (با فتح اول و سکون حروف نون و لام و ضم گاف)شیوه ای بسیار کهن و قابل توجه و در خور تاملی است که هزاران سال قبل ایرانیان مبتکر، مبدع آن بوده اند.و آن روشی است که آب جاری را در بر خورد با موانعی چون حصار و خندق شهر از زیر زمین عبور می دهند.برای این کار در مسیر حرکت آب مقنیان وقتی به دیوار قطور حصار و خندق می رسیدند، زمین را می کندند و از طریق ایجاد مجرایی به صورت نیم دایره در عمق زمین پهنای خندق را می گذشتند و آنسوی حصار و خندق آب را از دل زمین بیرون می آوردند.طول این مجرای را سفال(کاری که هزاران سال قبل معماران در بنای چغازنبیل و بنای تخت جمشید و ...با سفال لوله گذاری شده است.) کار می گذاشتند،و چون نیروی ثقل تنها انرژی برای انتقال آب بود بنابراین سطح ورودی آب را از سطح خروجی سر دیگر این نیم دایره در تراز بالاتر می ساختند تا بدین ترتیب آب بطور طبیعی از سوی دیگر خارج شود محل خروج آب را منگل و یا آب منگل می گفتند،و هر چه این اختلاف بیشتر و حجم آب افزون تر می بود،خروج آب با فشار بیشتری انجام می گردیدبه دیگر سخن در نقطه خروجی آب با جهش از مجرای خود خارج می گشت،و به روزگار خویش ابتکاری خلاق و توجه برانگیز به شمار می رفت..از همین خاصیت است که معماران ایرانی در ایجاد فواره و آبنما در باغ های ایرانی استفاده می کردند.در باغ فین کاشان و ماهان کرمان و ...نظایر آن را می بینیم.در تهران قدیم هم این روش مورد استفاده معماران بوده است.
نکته در خور توجه و درنگ اینکه لوله خمیده ای که «سیفون» نام دارد، شیوه ای که امروز در «توالت فرنگی» و لوله های تخلیه آب دستشویی ها و تاسیسات ساختمانی بکار می رود باید از آموخته های فرنگیان از معماری ایرانی در سده نوزده بوده باشد.

شتر گلوی گوشه جنوب شرقی تهران قدیم:
این شتر گلو مازاد آب جاری در تهران قدیم(داخل حصار صفوی) را به سمت شرق تا کشتزار های دولاب عبور می داد.محل این شتر گلو مجاور جبهه بیرونی خندق ضلع شرقی(خیابان ری) در نقطه ای بود که بعد ها با خراب کردن حصار و پر کردن خندق ،ابتدای کوچه ای که به همین مناسبت به آب منگل شهرت یافت،قرار گرفت.این شتر گلو را مردم بیشتر به منگل و آب خروجی را آب منگل خواندند و بدین سبب کوچه و بعد ها با گسترش فضای مسکونی این محله را آب منگل خواندند.این محله بازارچه ای نیز داشت،و زمانی از نامداران همتایان خود در تهران قدیم بشمار می رفت.در فیلم سینمایی «قیصر»کمی از حال و هوای این محله به نمایش گذاشته شده است،(بهروز وثوقی نقش قیصر و .... کریم و منصور و ...برادران آبمنگل نقش آفرینان آن فیلم بودند). امروز نام کوچه مزبور «شهید رضوی »است.

منبع:داريوش شهبازي


مشهورترین شترگلو های تهران سه تا ست .یکی در ابتدای کوچه مروی،دیگری در شمال میدان قیام(شاه) و سومی در خیابان وحدت اسلامی(شاپور)

حمامي كه در فيلم قيصر قتل را انجام مي شود هوز پا برجاست.

يخچال خانه اي كه به بيمارستان سوم شعبان تبديل شد

سال پيش، هفت جوان هيئتي محله آب منگل همقسم شدند تا براي محرومان جنوب تهران آستينها را بالابزنند.

يخچالي كه شفاخانه شد
رئيس هيئت مديره بيمارستان سوم شعبان درباره ارائه خدمات درماني براي محرومان جنوب تهران ميگويد: «در يكي ازشبهاي چهارشنبه سال 1347درجلسه انجمن محبان الحسين(ع) پيشنهاد دادم دركناركارهاي خيريه، بخشي از فعاليتها را به كارهاي ماندگارتر و اقدام عملي براي درمان منطقه جنوب تهران اختصاص دهيم. پيشنهاد در انجمن پذيرفته شد. در خيابان آب منگل، قطعه زمين بزرگي بود كه بهعنوان يخچال از آن استفاده ميشد و پس از آنكه يخچالهاي خانگي از راه رسيد يخچال سنتي محله كارايياش را از دست داد و در محل آن مدرسه، خانه و بناهاي تجاري ساخته شد. انجمن خيريه محبان الحسين(ع) هزارمترمربعی از اين زمين را از صاحبان آن خريد و ساخت درمانگاه در مدت زمان كوتاهي آغاز شد.

بانيان

حجتالاسلام حاج سيدعلياكبر پيشنماز، حاج محمدتقي سعيدينژاد، حاج حسين معتمد تبار، حاج اسمعيل مقاري وحاج عبدالله فتحي جزو همان 5 تني هستند كه دارفاني را وداع گفتند.

درمانگاه بزرگ و بزرگتر شد
بالاخره در سال 13544 با همت خيّران ساختمان اوليه بيمارستان بهصورت درمانگاه و پلي كلينيك افتتاح شد. آوازه خدمات بيشائبه اين مركز درماني، گروه زيادي از بيماران جنوب تهران را به خود جلب كرد. افزايش مراجعان نيازمند براي خدمات درماني، هيئت مديره بيمارستان را برآن داشت تا با برنامهريزي صحيح، اماكن اطراف آن را خريداري كنند، به گونهاي كه زير بناي بيمارستان به 8600مترمربع افزايش يافت. دركنار درمانگاه مدرسهاي به نام مدرسه لقمان با مساحت 3هزارمترمربع وجود داشت كه با پيگيري ازطريق مسئولان وقت آموزش و پرورش قرار شد فضايي مناسب بهعنوان مدرسه در اختيار آنها قرار داده شود و آنها فضاي مدرسه لقمان را به خيّرين بيمارستان واگذار كنند. 3 سال طول كشيد تا فضاي مدرسه لقمان نيزبه مجموعه فضاي مفيد درمانگاه اضافه شود. اكنون اين بيمارستان با12هزارمترمربع زير بنا با برخورداري از250 تختخواب بيمارستاني و با تلاش شبانهروزي قريب به 700 بخش درماني، به مردم نيازمند جنوب تهران خدمات بهداشتي ارائه ميكند.

ميدان قيام (شاه سابق)

به علت اینکه قیام ۱۵ خرداد برای اولین بار در تهران از مسجد حاج ابوالفتح که در ضلع شمال غربی این میدان قرار دارد به این نام نامگذاری شد ، در دوران پهلوی نام این مبدان شاه بود.

به نقل از وبلاگ ايرانگردي و معماري

دکتر عباس حاجیها

+ نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 17:49 توسط دکتر عباس حاجیها |

برچسب: نویسنده: مبین اسدی تاريخ: يکشنبه 7 خرداد 1396 ساعت: 17:17

صفحه بندی