1 . ریشه های تاریخی خاندان حاجیها از گسسته و شاید دچار شک و ابهام و خلا است . به طور مثال این خاندان قطعا بیشتر از دویست سال و یا در همین حدود سابقه زندگی در تهران را ندارد . و از این جهت نمی توان گفت که این خاندان قطعا تهرانی است . با این که یکی از فخر های برخی از اعضای این خاندان این است که تهرانی هستند ولی این سابقه کم هویتی _ اقلیمی ضربه هولناکی بر اصالت تهرانی بودن خاندان حاجیها وارد می سازد .علاوه بر این ریشه های ایرانی این خاندان مورد شک و شبهه هست ، زیرا برخی از قدما قائلند که این خاندان صد ها سال پیش از هند به ایران آمده اند و همین امر نه تنها تهرانی بودن آن ها بلکه ایرانی بودن شان را هم مورد سوال قرار می دهد .
2 .بیشتر اعضای خاندان میلی به یافتن پیشینه های شجره شناختی خود ندارند و در این راستا به گفته ها و شنیده ها بسنده می کنند و باید عرض کنم در طول چند سالی که حقیر در صدد مطالعات شجره شناختی این خاندان بوده ام ، اعضای مرتبط با مطالعاتم همگی و بدون استثناء یا همکاری نکرده اند و یا ناقص و نارسا و نا تمام و نیم بند و به طور اولیه همکاری کرده اند .
3 . در این خاندان متاسفانه بزرگ خاندان وجود ندارد واز این حیث نفر اولی بر این خاندان بزرگتری نمی کند . با این که در دهه های قبل از این بزرگ خاندان بر این خاندان رهبری و سیادت داشته ولی اکنون چنین نیست و اعضای این خاندان از خودشان تبعیت دارند و به همدیگر اتکا اتحادی ندارند . این امر بر بحران هویت در این خاندان دامن می زند .
4 . در این خاندان و در میان اعضای کثیر آن گسستگی و دوری و رخ پنهان کردن امری رایج است ، تا حدی که بسیاری از افراد خاندان حاجیها همدیگر را نمی شناسند و یا سال هاست که با یکدیگر رفت و آمدی ندارند . بدیهی است موارد استثناء و نادر مورد نظر نیست .
5 . در این خاندان از دویست سال پیش به این طرف و همزمان با اولین مهاجرت های اعضای این خاندان تغییر نام و گسستن اسمی از خاندان هم باب شد و تا سال های اخیر ادامه پیدا کرد . این امر از آنجا معلوم می شود که نخستین مهاجرین این خانداناز اصفهان بودند و با نام اصفهانی اصل شناخته می شدند ولی با ورود به تهران نام های شغلی نظیر دوخته فروش و دوخته چی را برای خود برگزیدند و نسل های بعدی نام حاجیها را انتخاب کردند که اکثریت اعضای خاندان همین نام را برای خود و خانوادهشلن پذیرفته اند . با این حال نام های فرحی منش و هنر پرور و آذر دیس نیز در این میان به چشم می خورد که این تشدد اسامی بزرگ هویت واحد خاندان را نیز تهدید می کند و بر بحران آن دامن می زند .
6 . در این خاندان امر دیگری که بر بحران هویت خاندانی دامن زده عدم استقبال از وصلت های فامیلی است . متاسفانه رخ تابیدن اقوام در این باره خاندان را ضعیف کرده و به لحاظ جامعه شناختی اعضای آن را دارای چالش دوری و غریبه پرستی نموده است . یکی از دلایل این امر نبود ظرفیت اخلاقی مربوط به این امر در خاندان است ولذا برخی از وصلت هایی هم که درون خاندانی صورت گرفته نوعی چالش همراه با عدم تحمل را از خود بروز داده است . در این راستا وصلت های درون خاندانی که خود می تواند بر اتحاد و انسجام خاندان بیفزاید خود مانعی بر سر اتحاد خاندانی شده اند . البته استثنائاتی هم وجود داشته است .
6 . در دوران معاصر مشگل پراکندگی اقلیمی و جغرافیایی به مشگل خاندان حاجیها دامن زده است . لازم به توضیح است که عده زیادی از افراد این خاندان در شهرهای گرگان و ساری و کرج و کرمان و بسیاری نیز در خارج از ایران مانند کانادا و استرالیا و انگلستان و آمریکا و آلمان و فرانسه و... زندگی می کنند و از این حیث بعظضا برای همیشه از خاندان دور افتاده اند و یا راهی و یا میلی برای برگشت به وطن ندارند . این موضوع به بحران هویت آنان لطمه شدیدی وارد کرده و خاندان را نیز تضعیف نموده است .
در پایان عزیزانی که در این رابطه نظری دارند مستدعی است نظر خود را برای حقیر ارسال نمایند تا استفاده گردد. با تشکر
دکتر عباس حاجیها
برچسب:
نویسنده: مبین اسدی