خرید بک لینک
به احتمال بسیار زیاد جد اعلای خاندان حاجیها ابو تراب اصفهانی است که بیو گرافی اجمالی وی در پی می آید :

احتمالا در سال 989 هجری قمری در اصفهان به دنیا آمد.

پدر: -
مادر:-
برادر: -
خواهر:-
همسر:-
فرزندان: نورالدین محمد و محمدصالح

شهرت ، كنيه و لقب:

القاب:ترابا ، رئیس الخطاطین

دوران زندگي:

در خوشنویسی از شاگردان ملا فایضی و سپس میرعماد بود.

رابطه ترابا و میرعماد:

رابطه ترابا و میرعماد از شاگردی و استادی فراتر و به مرز مراد و مریدی میرسید. او سالها نزد میرعماد تعلیم خط گرفت و بسیار شبیه استاد مینوشت. میر او را«فرزندی»خطاب می نمود.
ابوتراب اولین کسی بود که بعد از کشته شدن میرعماد ، بر سر نعش استاد حاضر شد و سپس جانشین او گشت و در اندک مدتی شاگردان زیادی تربیت نمود. این به سبب توانایی او در خوشنویسی و آگاهی بر آداب و روش تعلیم و نیکسرشتی و حسن رفتارش بوده است.

تربیت شاگردان:

وجود فرزندانی چون نورالدین محمد و محمدصالح اصفهانی(هر دو استاد خط نستعلیق) و شاگردی چون محمد محسن امامی ، نوشتهٔ نصرآبادی و سخن مؤلف ریاض الشعرا را که میگوید: «شاگردانش از مشاهیر خوشنویسان شدند»، تأیید میکند.

طبع شعر:

ابوتراب شاعر هم بود و به شیوهٔ متقدمان شعر میسرود، شعر را خوب میفهمید و «ترابا» تخلص میکرد.

آثار :

قطعهای به قلم چهار دانگ و دو دانگ عالی با رقم «ذرهٔ بی مقدار ترایا...» در کتابخانه سلطنتی پیشین ایران.
قطعهای به قلم دو دانگ خوش با رقم و تاریخ (ابوتراب ۱۰۵۲) از مجموعه پیشین دکتر مهدی بیانی در موزه هنرهای تزیینی تهران.
مرقع رنگین، «الواح».
قطعهای به قلم دو دانگ خوش با رقم و تاریخ «ابوتراب ۱۰۵۱» در موزه رضا عباسی تهران.
یک نسخه سبحه الابرار جامی به قلم کتابت خوش نیز در کتابخانه پیشین سلطنتی نگاهداری میشود که در پایان نسخه، کتابت آن به ابوتراب نسبت داده شده است.

تاريخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:

در سال 1072 هجری قمری درگذشت.پیکرش را در مسجد لنبان اصفهان و در جوار مزار خواجه صاین الدین ترکه به خاک سپردند.

نقل قول و خاطرات:

نمونه ای از ابیاتش:

  • دلم بیخدنگ حضوری ندارد/که شب خانه بیشمع نوری ندارد
  • مشو درهم ار خاطرم را شکستی/ قصوری ندارد، قصوری ندارد

ابوتراب چگونگی پیوستنش به میرعماد را چنین نقل کرده: «روزی در قهوه خانه نشسته بودم که مرحوم میرعماد به اتفاق رشید همشیره زادهاش، از در قهوه خانه گذشت. به خاطر فقیر رسید که اگر میر صفای باطن دارد، به قهوه خانه میآید. با اینکه چند قدم رفته بود، برگشته به قهوه خانه آمد، قهوه خورد و برخاسته گفت که در خانه ما هم اینها میباشد. فقیر متنبه شده، روز دیگر به منزل ایشان رفته و در بالاخانهای که بر سر در بود مکان ساخته، دوازده سال حرکت نکردم، چنانکه گلیمی که در زیر من بود، جای پای من سوراخ شد».
نوشتهاند «دست مبارکی داشت، هرکس از او تعلیم گرفت. خوشنویس شد».

منابع:
ویکی پدیا
http://www.aftabir.com

دکتر عباس حاجیها

برچسب: نویسنده: مبین اسدی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 15:49

صفحه بندی